يكي از خصوصيّات سير الي اللّه و قدمهايي كه انسان به سوي خدا بر ميدارد اين است كه هر كاري كه ميكند چه در امور دنيا و چه در امور آخرت بايد به آن ايمان داشته باشد، قلبش آرام باشد، مطمئن باشد كه درست حركت ميكند والاّ ممكن است اندك چيزي انسان را از راه بيندازد. راهي كه انسان براي رسيدن به كمالات انتخاب ميكند اگر مطمئن شد و ايمان پيدا كرد كه اين راه خطري ندارد، انحرافي ندارد، مجبور نيستيد كه از كنار گذر عبور كنيد، چراغ قرمز زيادي ندارد، اگر اين ايمان را پيدا كرديد با خيال راحت آن راه را انتخاب ميكنيد.
...ادامه از قبل
اوّل بايد حقيقت ايمان و معني ايمان را بفهميم. ايمان از امن ميآيد. امن به معناي اين است كه انسان امنيّت داشته باشد، هيچ خطا و اشتباه و خطري در كار نباشد. دل انسان به آن چيز آرام باشد مثلاً يك كوهنورد را اگر بخواهيم مَثَل بزنيم وقتي كه قلاّب را يك محلّي مياندازد اين انداختن قلاّب و وصل به يك محلّي شدن اين اعتقاد است، عقيده است. حالا اطمينان داريد اين گره آنقدر محكم است كه شما را با اين وزن نگه بدارد و پاره نشود؟ اگر اين اطمينان و اين ايمان و اين امنيّت برايتان حاصل شد شما ميشويد مؤمن، ايمان به اينكه اين گره و اين قلاّب و اين وابستگي و اين دلبستگي شما را نجات ميدهد اين را ميگويند ايمان.
ايمان يعني مطمئن شدن به اينكه اين اعتقاداتتان مفيد است براي شما، واقعيّت دارد و هميشه به درد شما ميخورد و خطري براي شما نميآورد و شما را نجات ميدهد ميباشد
اعتقاد يعني عقد قلب، دلبستگي، همين كه ما مسلمانيم و شهادت به وحدانيّت پروردگار ميدهيم و شهادت به رسالت رسول اكرم ميدهيم و اعتقاد به ائمهاطهار داريم و اعتقاد به آخرت ، داريم معتقديم. معتقد بودن يعني گره زدن، دلبسته بودن و اين اعتقاد اگر ايمان با او توأم باشد ارزش دارد و به همين اساس خدايتعالي در قرآن بيشتر روي ايمان تكيه كرده.
اوّل بايد حقيقت ايمان و معني ايمان را بفهميم.
ادامه دارد....
بعد از چهارده معصوم (عليهم الصلوة و السلام) ارواح مُعيني هستند كه اينها -اگر چه از دنيا رفتهاند- ولي به صورت استاد به انسان ، كمك ميكنند. بعد از معصومين (عليهم الصلوة و السلام) اوّل شخصي كه بسيار اهميّت دارد حضرت زينب كبري (سلام الله عليها) است، ايشان مُعينند، همین طور حضرت معصومه. يعني هزار و دويست سال كه از وفاتشان ميگذرد اينها يكسره استاد( تزکیه نفس و کسب کمالات روحی ) بودند. انشاءالله اگر يك قدري راه بيفتيم و تزكيهي نفس كنيم و حقيقت را دريابيم ميبينيم چه كمكهايي از ناحيهي فاطمهي معصومه (سلام اللّه علیها) ميشود.
از حضرت معصومه كمك بگيريد ايشان را مُعين خودتان بدانيد "يا فاطمة اشفعي لي في الجنّة"، شفاعت به معناي جفت كردن است .يعني من اهل بهشت نيستم تو بيا من را بهشتي كن، من اهل سعادت نيستم تو بيا من را سعادتمند كن، من سلامت نيستم تو بيا من را سلامت كن، روح من پاك نيست بيا من را پاك كن، اين معناي" يا فاطمة اشفعي لي في الجنّة"، است كه نتيجهي همهي اينها بهشت است.
...ادامه از قبل
دوّم اينكه هميشه خدا را در اطراف خودمان، خودمان را در محضر پروردگار مشاهده كنيم، آنچنان كه ميفرمايد:. لَا تُلْهِيهِمْ، تِجَارَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ الله . همه جا به ياد خدا هستند.
ذكر خدا همين است كه شما در راه خدا حركت كنيد. از همين الان اگر تصميم بگيريد يك گناه نكنيد و واجباتتان همهاش انجام بشود و هيچ ترك اولي هم حتّي نكنيد، هر كاري كه ميكنيد حالا نميخواهد قبلش بگوييد من اين كار را ميكنم قربة الي اللّه و وارد بشويد، نه! همهي كارهايتان درست است. اين معني ذكر خداست.
اگر مرحلهي عبوديّتتان بسيار كامل شد بدانيد بايد ايمانتان هم كامل باشد. دو تا مسأله هست كه در زندگي ما تا به وجود نيايد ايمانمان به درجهي دهم از مراحل ايمان نرسيده. اوّل اينكه ما خودمان را مخصوص اين كرهي زمين و اين زندگي دنيا ندانيم. ما سالها قبل از اين عالم زندگي كردهايم و سالها و بلكه بينهايت بعد از اين عالم زندگي ميكنيم. زندگي دنيا يك محدودهاي است بسيار كوچك، و يك محل امتحاني است، يك دفتر امتحاني است، يك سالن امتحاني است كه بايد امتحاناتمان را بدهيم و برويم. اين يك.
دوم...
ادامه دارد...
آنها وسيله ى ارتباط افراد بشر هستند، در همه چيز، در ماديّات و معنويّات كه در دعاى ندبه فرموده: «أين السبب المتّصل بين الأرض و السّماء»: كجاست امام زمانى كه سبب وصول فيوضات، از خدا به خلق است؟
هر مقدار كه انسان به ترقّيات روحى بيشترى بپردازد صفات حيوانى او بيشتر تحت الشّعاع عقلش قرار میگيرند، تا جائى كه حتّى تمام قواى بدنى او تحت تأثير قواى روحى و عقلى او واقع مى شوند.
(منبع:کتاب پرواز روح)
سوال:آیا ما می توانیم با خدا رفیق شویم؟
پاسخ:یکی از اسما خدای تعالی رفیق است.رفیق یعنی دونفر با هم مدارا کنند.اگر طرف مقابل کوتاهی کرد این طرف مدارا کند.لذا خدای تعالی رفیق ماست.با کوتاهی های ما مدارا می کند.اما ما رفیق خدا نیستیم .چون در مورد خدای تعالی کوتاهی معنا ندارد تا ما بخواهیم با او مدارا کنیم.
(پاسخ به سوالات توحید .سوال دوم)
منظور از لوح محفوظ چیست؟
غالبا روح پیامبر منظور است.در عربی لوح به معنای صفحه ای است که در آن چیزی نوشته شده باشد.روی صفحه روح پیامبر خیلی چیز ها ثبت شده و محفوظ هم هست.یعنی بدون اذن خدا پخش نمی شود واز بعد دیگر لوح محفوظ ، ارواح ائمه اطهار است ،چون همه خصوصیات لوح محفوظ پیامبر در آنها منعکس است.چون در زمان پیامبر اکرم بعضی نمی توانستند باور کنند لذا خدای تعالی به پیامبر می فرماید بگو « ولااعلم الغیب» (1).
بنابر این خود را راحت کردند.لوح محفوظی که در دسترس نیست در ذهن مردم ایجاد کردند ، اما اهل معنی و معرفت می فهمیدند منظور چیست.
1-سوره انعام آیه 50
(پاسخ به سوالات نبوت .سوال ۴۱)
